تبلیغات
♥♥♥ سوختــــن یا ساختــــن ♥♥♥

♥♥♥ سوختــــن یا ساختــــن ♥♥♥
نویسندگان
نظر سنجی
نظرت در مورد عشق ؟




آهنگ وبلاگ




گفت : آیا دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! نور/۲۲
گفتم : معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت : پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد تـوبـه کنید. هود/۹۰
گفتم : با این همه گناه چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت : مگر نمی‌دانید خداوند تـوبـه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! توبه/۱۰۴
گفتم : دیگر روی توبه ندارم

گفت : خدا عزیز و دانا است و آمرزنده‌ی گناه و پذیرنده‌ی تـوبـه. غافر/۳
گفتم : با این همه گناه ، برای کدام یک از گناهانم توبه کنم؟

گفت : خدا همه‌ی گناه‌هان را می‌بخشد. زمر/۵۳
گفتم : یعنی اگر باز هم بیایم بازهم مرا می‌بخشی؟

گفت : به جز خدا کیست که گناهان را ببخشد؟ آل عمران/۱۳۵
گفتم : نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم می آورم و آتشم می‌زند و ذوب میشوم . . . !




طبقه بندی: متن عاشقانه،
برچسب ها: دانلود، متن عاشقانه، توبه، خدا، عشق، عاشقی،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ Maryam ]
بـزرگ که میشــــوی ؛
غصـه هایت زودتـر از خـودت قـد می کشــند ،
درد هـایت نــیز !

غــافل از آنکه لبخــندهـایت را ،

در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــذاشتــی ... !!!



طبقه بندی: متن عاشقانه،
برچسب ها: عشق، لبخند، اشک، خیانت، خدا، حسرت، دانلود،
[ شنبه 1 مهر 1391 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ Maryam ]



دیدی آخرش تابستان انقدر غصه ی ما رو خورد كه پاییز شد !
ببین تو یادت نیست ما كجای دفتر خاطرات پاییز سال گذشته نوشتیم و زیرش را مشتركا امضا كردیم كه عشقمان جاودانگیست ؟
كه هنوز مهر نشده روی خط نه چندان صاف سرنوشتمان زرد كشیدند
خلاصه از قدیم و دور گفته اند و می گویند كه پاییز فصل عاشق هاست و آذر آتش گرفته هم فرزند سوم همین پاییز بود كه ما را به این روز نمی دانم چه رنگی نشاند !
به عاشقیم یقین دارم كه می نویسم و گمان می كنم اگر تبریك تولد پاییز را ننویسی باید به عاشق نبودنت یقین كرد
مهم نیست اصلا فدای سرت كه یه تابستان دیگه هم گذشت و باز هم معجزه نشد
به قول خودت صبر را با وفا داریمان تا پاییز بعد شرمنده می كنیم
شاید از بس رو سفید شدیم پاییز آینده جای باران برف در سرزمینمان بارید
"پـــــــــــــاییز مـــــــــــــــبارک" ......




طبقه بندی: متن عاشقانه،
برچسب ها: پاییز، متن عاشقانه، عشق، خیانت، جدایی، دلشکسته، حسرت،
[ جمعه 31 شهریور 1391 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ Maryam ]


رمان ایرانی و عاشقانه بمون کنارم | گ.شب کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : بمون کنارم

رمان ایرانی و عاشقانه بمون کنارم | گ.شب کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : gisoye shab گ.شب  کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه بمون کنارم | گ.شب کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۲٫۳۹ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه بمون کنارم | گ.شب کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۱۸۸

رمان ایرانی و عاشقانه بمون کنارم | گ.شب کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

داستان دریاره دختری به اسم شمیم هستش که پس از فوت مادر و پدرش بنا به گفته ی دوست باباش بعد یک سال میاد با همین خونواده ی دوست پدرش زندگی می کنه..
خونواده ی دوست پدرش یک پسر به اسم ارمیا و یک دختر به اسم المیرا دارن..
ورود شمیم به زندگی این خانواده ارمیا را ناراحت می کنه..و از اونجا ارمیا درصدد به وجود اوردن ناراحتی برای شمیم هستش..
و سعی می کنه همه جا خوردش کنه…
از قضا شمیم از پدر خونواده می خواد که بره سرکار..و با اصرار های فراون از پدر ارمیا ،پدر ارمیا شرکتی رو برای شمیم در نظر میگیره که رئیس اون شرکت کسی نیست جز ارمیا..و از اونجاست که زندگیه شمیم عوض میشه…….



ادامه مطلب

طبقه بندی: رمان عاشقانه،
برچسب ها: رمان عاشقانه، دانلود رمان، دانلود کتاب، دانلود آهنگ، خیانت، رمان،
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 07:18 ب.ظ ] [ Maryam ]



خدایا...

باز هم جریان آنطور که من خواستم پیش نرفت

باز هم شکست...

باز هم درب بسته...

باز هم موج منفی...

باز هم ....

بازهم من خواستم و تو نخواستی...

باز هم دل من رضا شد و رضای تو در آن نبود....

باز هم...

خدایا... حداقل چیزی بگو که جانم از این غم رها شود....

قرآنت را باز می کنم ... چه محکم پاسخم گفتی عزیز :

              "فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ "وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَکْظُومٌ"

پس در[ امتثال ]حکم پروردگارت شکیبایى ورز،

 و مانند همدم ماهى[ یونس ]مباش ، آنگاه که اندوه زده ندا درداد.



طبقه بندی: متن عاشقانه،
برچسب ها: عشق، خدا، معشوق، خیانت، شکیبایی، رب، عشق بازی،
[ چهارشنبه 22 شهریور 1391 ] [ 05:24 ب.ظ ] [ Maryam ]



خداوندا
خدایی کن
تو بر من پادشاهی کن
ولی گاهی از آن بالا به من هم یک نگاهی کن
بگردان دور گردون را
به هر سمتی که می خواهی
خدایا هیچ می دانی ، خدای ِ خوب ِ خودخواهی؟
دلت هر وقت می گیرد ، هوای شهر من ابریست
و من باران که می خواهم ،خداوندا حواست نیست
تمام روزها تکرار ، پُرم از حس ِ دلتنگی
خدایا با من ِ بیچاره می جنگی؟
نگاهم کن، دو دستم خالی خالی
خدایا واقعا تو دوستم داری؟
ته فنجان ِ من افتاده اِسمت آب می بندم
تو باران می فرستی امشب و من باز می خندم...




طبقه بندی: شعرهای عاشقانه،
برچسب ها: خداوندا، باران، عشق، حسرت، خیانت، اس ام اس، دلتنگی،
[ سه شنبه 21 شهریور 1391 ] [ 09:58 ب.ظ ] [ Maryam ]



تلفن همراه پیرمردی که توی اتوبوس کنارم نشسته بود زنگ خورد.

به زحمت، تلفن را با دستهای لرزان از جیبش در آورد.

هرچه تلفن را در مقابل صورتش، عقب و جلو برد، نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند.

رو به من کرد و گفت: ببخشید آقا، چی نوشته؟

گفتم: " همه چیزم " .

پیرمرد: الو سلام عزیزم ...

دستش را جلوی تلفن گرفت و با صدای آرام و لبخند به من گفت: همسرم است...




طبقه بندی: داستان عاشقانه،
برچسب ها: عشق جاودان، همسرم، خیانت، حسرت، اس ام اس عاشقانه، دانلود کتاب،
[ پنجشنبه 9 شهریور 1391 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ Maryam ]
سلام دوستای گلم

من دیروز یه وبلاگ جدید ثبت کردم و در حال حاضر نویسنده هر دو وبلاگ هستم

افرادی که تمایل به تبادل لینک با وبلاگ جدیدمو دارم به آدرس زیر مراجعه کنند و بهم خبر بدن.   




طبقه بندی: اخبار سایت،
برچسب ها: میوه، خواص میوه ها، تبادل لینک، عشق، شفا بخش، حسرت سرا،
[ شنبه 4 شهریور 1391 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ Maryam ]




رمان ایرانی و عاشقانه دروغ شیرین | *saghar  و sparrow  کاربران انجمن نودهشتیا نام کتاب : دروغ شیرین

رمان ایرانی و عاشقانه دروغ شیرین | *saghar  و sparrow  کاربران انجمن نودهشتیا نویسنده : *saghar و sparrow  کاربران انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه دروغ شیرین | *saghar  و sparrow  کاربران انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۴٫۷۳ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه دروغ شیرین | *saghar  و sparrow  کاربران انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۳۶۲

رمان ایرانی و عاشقانه دروغ شیرین | *saghar  و sparrow  کاربران انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

آناهید زند دانشجوی پزشکی است او که سالها عاشقانه پسر عمه خود کاوه را دوست داشته فقط به خاطر یک شوخی که از طرف دوست صمیمی خود با کاوه انجام میدهد کاوه او را ترک میکند و با همان دختری که او را به انجام این شوخی تحریک کرده بود ازدواج میکند . آناهید افسرده شده محل کار خود را عوض میکند تا دیگر با کاوه برخورد نداشته باشد . آناهید در آنجا با آرتام مهرزاد دکتر متخصص قلب اشنا میشود . آرتام که بسیار زیباست و موقعیت خوبی دارد وقتی کارهای آناهید را میبیند بخاطر اینکه به آناهید کمک کند …


ادامه مطلب

طبقه بندی: رمان عاشقانه،
برچسب ها: دانلود رمان، عاشقانه، دروغ شیرین، رمان ایرانی، رمان، عشق، دانلود،
[ پنجشنبه 2 شهریور 1391 ] [ 02:45 ب.ظ ] [ Maryam ]
[ یکشنبه 29 مرداد 1391 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ Maryam ]


گذشته میوه ی گندیده ی دنیاس

و

آینده میوه کال دنیا

حال اما میوه رسیده و تر و تازه ی دنیاس.

چشماتو بستی نمی بینی چی داری میخوری! چرا به خوردن میوه گندیده و حسرت خوردن برای میوه ی کال عادت کردی؟ و خودتو از لذت خوردن این میوه تر و تازه از درخت چیده شده محروم میکنی؟


اسم وبلاگم حسرت سراست ولی از این به بعد سعی میکنم مطالب وبلاگم با قبل فرق کنه یه حس قشنگ پیدا کردم که دیگه حاضر نیستم با دنیا عوضش کنم.



طبقه بندی: دلنوشته (خودم)، اخبار سایت،
برچسب ها: عشق، حسرت، عادت، دلشکسته، خیانت، عاشقی، اشک،
[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ Maryam ]



دروغ بگو ؛ تا باورت کنند....!!
آب زیر کاه باش ؛ تا بهت اعتماد کنند....!!
بی غیرت باش ؛ تا آزادی حس کنند ....!!
خیانت هایشان را نبین ؛ تا آرام باشند ....!!
کذب بگو ؛ تا عاشقت شوند........!!
هرچه نداری بگو دارم , هر چی داری بگو بهترینش را دارم ....!!

اگر ساده ای ؛ اگر راست گویی ؛ اگر باوفایی .... اگر با غیرتی ! اگر یک رنگی .... همیشه تنهایی ... !!! همیشه تنها ....



طبقه بندی: متن عاشقانه،
برچسب ها: خیانت، دروغ، عشق، بی غیرت، تنهایی، بی وفا، آزادی،
[ پنجشنبه 12 مرداد 1391 ] [ 03:08 ب.ظ ] [ Maryam ]
نظرات


سلام , نمیدونم از چی بنویسم...

بنویسم فرصته یا نعمت ؟؟ یا به قولی بعضی بنویسم رحمت...یا حتی اتمام حجت...هرچی باشه اومده و من دارم میرم...

نمیدونم انقدر روحم بالغ شده که بتونم استفاده کنم یا نه , نمیدونم...اما میدونم که شاید دیگه هیچوقت اتفاق نیفته واسم یا حتی اگه بخواد بیفته خیلی طول میکشه.

پس باید استفاده کنم, باید بتونم, نمیخوام دوباره اتفاق چند سال پیش واسم بیفته که سه سال پشت سر هم خدا منو طلبید و بهم فرصت تغییر داد ولی استفاده نکردم...میخوام عوض بشم چون دیگه واقعا از این زندگی بی هدف خسته شدم دیگه کشش در جا زدن ندارم


ادامه مطلب...


ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار سایت، دلنوشته (خودم)،
برچسب ها: سلام، نمیدونم، بنویسم، فرصت، نعمت، رحمت، اتمام حجت، روح، بالغ، استفاده، هیچوقت، اتفاق، طول، نمیخوام، سال، سه، ÷شت، هم، خدا، طلبید، تغییر، زندگی، بی هدف، خسته، کشش، درجا زدن، بنده، گناهکار، آدم، بنازم، حج، عصبانی، غیرت، حسرت، غم، غمگین، عشق، عاشق، معشوق، داستان، شعر، ضد حال، ضد پسر، ضد دختر، دختر، پسر، دلشکسته، امیدوارم، حلال، اشتباهات، گذشته، خداوندا، دل، طواف، دست خالی، چشم، جسم، منتظر،
[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ Maryam ]
نظرات


اوایل حالش خوب بود ؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش. حالش اصلا طبیعی نبود .همش بهم نگاه میكرد و میخندید. به خودم گفتم : عجب غلطی كردم قبول كردم ها.... اما دیگه برای این حرفا دیر شده بود. باید تا برگشتن اونا از عروسی پیشش میموندم.
خوب یه جورائی اونا هم حق داشتن كه اونو با خودشون نبرن؛ اگه وسط جشن یهو میزد به سرش و دیوونه میشد ممكن بود همه چیزو به هم بریزه وكلی آبرو ریزی میشد.
اونشب برای اینكه آرومش كنم سعی كردم بیشتر بش نزدیك بشم وباش صحبت كنم. بعضی وقتا خوب بود ولی گاهی دوباره به هم میریخت.    یه بار بی مقدمه گفت : توهم از اون قرصها داری؟ قبل از اینكه چیزی بگم گفت : وقتی از اونا میخورم حالم خیلی خوب میشه . انگار دارم رو ابرا راه میرم....روی ابرا كسی بهم نمیگه دیوونه...! بعد با بغض پرسید تو هم فكر میكنی من دیوونه ام؟؟؟ ... اما اون از من دیوونه تره . بعد بلند خندید وگفت : آخه به من میگفت دوستت دارم . اما با یكی دیگه عروسی كرد و بعد آروم گفت : امشبم عروسیشه....




طبقه بندی: داستان عاشقانه،
برچسب ها: عاشق، دیوونه، اوایل، داستان عاشقانه، طبیعی، عجب، غلطی، قبول، عروسی، حق، جشن، آبروریزی، بی مقدمه، قرص، ابر، خندید، دوستت دارم، عشق، خیانت، نا مردی، بی لیاقت، سراب، معشوق، متن عاشقانه، بغض، حسرت، آروم، امشب،
[ سه شنبه 6 تیر 1391 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ Maryam ]
نظرات


وقتی . . .

1- وقتی نمیتونی یه رابطه رو مثل آدم ادامه بدی بیخود میکنی شروعش می کنی

۲- وقتی متعهد نیستی و تنوع طلبی داره خفت می کنه بیخود میکنی همون اول رابطه از آینده حرف میزنی .

۳- وقتی یه آدم سر راهت قرار گرفته و می خوای زیرابی بری بیخود میکنی بهانه گیری می کنی ، رو طرف مقابلت عیب می ذاری .

۴- وقتی وجودش و نداری و نمی تونی یه رابطه رو تموم کنی بیخود میکنی از جدایی حرف می زنی .

۵- وقتی جدا شدی و گند زدی به زندگی طرفت و طرف خودشو خفه کرد تا فراموشت کنه
دیگه بیخــــــــود میکنی بعد از 1 سال حالش و می پرسی .. !!!

6-اگه کسی و دارین که مثل آدم باهاتونه نگهش دارین بقیه همه رهگذرن



طبقه بندی: دلنوشته (خودم)،
برچسب ها: وقتی، رابطه، آدم، نمیتونی، ادامه، شروع، متعهد، تنوع طلب، بیخود، خفه، آینده، سر راه، زیرابی، جدایی، بهانه گیری، وجود، گند زدی، زندگی، عشق، فراموش، حالش، رهگذر، نامردی، خیانت، رسوایی، اشک، غم، آه، حسرت، نا مردی، بی وفایی،
[ شنبه 3 تیر 1391 ] [ 11:45 ق.ظ ] [ Maryam ]
نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ



سلام به همه ی ایرانی ها خصوصا عاشقان و دل شکستگان

من مریم متولد 1371/1/12 و دانشجوی ترم چهار ژنتیک از اصفهان هستم .


این وبلاگ شاید مثل خیلی از وبلاگ های دیگه فقط کارش کپی کردن است ولی اینجا من سعی دارم دل نوشته از خودم بنویسم و متن های خیلی کم یاب رو براتون بزارم یه خواهش اگه دلنوشته های منو که با عنوان دلنوشته (1) , (2) و ... است می خواین کپی کنید حتما منبع بزارید و گرنه اصلا راضی نیستم .

اگه با تبادل لینک موافقید بم بگید ولی تبادل بنر اصلا نمی کنم .

همچنین به جز اون موردی که اعلام کردم نظر خصوصی ندید که جواب نمی دم , نظرات آزاد است پس لطفا سعی کنید قشنگ نظر بدین .
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب